خرید بک لینک

بر خلاف خیلیاتون اصلا احساس تنهایی نکردم این چنروز

چون همیشه تنهام :))

برچسب: نویسنده: نگین موسوی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 13:27

دارم جوکر میبینم

ولی انتخاب خوبی نبود برا امشب

خیلی غمزدس فیلمش:(

برچسب: نویسنده: نگین موسوی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 13:27

تا همین 5 دیقه ی پیش خوبه خوب بودما

دیدنه چارتا دونه پیام قدیمی از حاجی باعث شد عصبی شم

و هجوم بغض بغض بغض....

برچسب: نویسنده: نگین موسوی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 13:27

انقدررررررر اخلاقم شخمی شده که

خود شخم انقد شخمی نیست

برچسب: نویسنده: نگین موسوی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 13:27

تو جلو پریدنمو گرفتی

اعتماد به نفسمو کشتی

همه ی خط قرمزامو رد کردی و عقایدمو ذره ذره از بین بردی

از روزی که هستی غصه های خیلی زیادی بهم دادی

تو گند زدی به روحم،جسمم،گذشتم و اگه همینجوری پیش بره آیندم..!

ولی نمیدونم چرا و چطوری و کی انقدر رقت انگیز شدم

که نمیتونم ولت کنم

حالم بده ازت...حالم بده...

برچسب: نویسنده: نگین موسوی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 13:27

بهش گفتم فردا بیاد صحبت کنیم

تکلیف این رابطه مذخرفو معلوم کنیم

هرچی فکر میکنم میبینم خیلی ازون مردتر بودم

حداقل پای همه حرفام وایسادم

حالم از ادعاهای تو خالیش،از نفهمیش،از بیشعوریاش

از همچیش بهم میخوره!

برچسب: نویسنده: نگین موسوی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 13:27

متاسفانه این آدم مهارت خوبی تو بیگناه جلوه دادن خودش داره

و بازم تونست بدون اینکه قولی بده،معذرت خواهی کنه یا

گردن بگیره تقصیرشو داستانو خاتمه بده

طوری که انگار هییییییچ اتفاق بدی نیفتاده و همچی خوبه

از همون اول که شروع کردم به حرف زدن مسخره بازی در میاورد

وقتی بین صحبتام اخم میکردم و با دست باهاش حرف میزدم

از خنده غش میکرد یا همش ادامو در میاورد -__-

آخرشم گف خب؟غرغرات تموم شد؟خدافظ

برچسب: نویسنده: نگین موسوی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 13:27

صفحه بندی